{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 11

که یهو صدا انفجار مانندی اومد . ترسیده بود... از مغازه جونگ کوک صداش اومد . با شتاب دوید سمت مغازه اش و درو باز کرد . رفت و دید جونگ کوک رو زمین نشسته .

+وای جونگ کوکا خوبی ترسیدم فک کردم چی شده صدای چی بود .. ایییییییییی

در حین مکالمه دستشو گذاشت رو شونش و سریع دستشو پس کشید چون حس کر دستش میسوزه و حس کرد برق گرفتتش..

+ت..تو
=جیمینا سریع برو یونگی هیونگ بیار خیلی سریع جیمین.بهش بگو جونگ کوک اضطراری
+هیونگ چ..چیش_
+بدو جیمین نپرس هیچی فعلا!(داد)


جیمین با تمام سرعتش دوید و رفت سمت خونه یونگی.وقتی رسید در رو با مشتش میکوبید

+باز کن یونگی هیونگ.بدووووووو.یونگیییییییییی(با داد و جیغ)
(یونگی با خوابالودگی اومد و..)-چت_
+جونگ کوک اضطراری!
-وای نه! باهم دویدن سمت مغازه جونگ کوک.به محض اینکه رسیدن..
-جونگ کوکااااااااااااااااا(داد)
=اینجاستتتتتتتت

یونگی دوید سمت جونگ کوک . نفس عمیقی کشید و اروم دستشو گذاشت رو شونش.
-هعی بچه...اروم باش..من اینجام..باهم دیگه بازم ازش رد میشیم...

یونگی دوتا دستش رو شونش بود..جیمین اون لحظه عجیب ترین لحظات زندگیشو دید.از جونگ کوک الکتریسیته پخش میشد و یونگی اون رو سمت خودش میکشید . بعد از 10 دقیقه یهو جونگ کوک افتاد رو زمین
+جونگ کوکا!
=اروم دو طرف پاشو بگیر ببریمش طبقه بالا رو تخت من زنگ زدم دکتر بیاد
+یونگی چی؟اون خوبه سراغ اونم میایم

جیمین و نامجون ، جونگ کوک بلند کردن و بردن سمت اتاقش گذاشتنش رو تخت و بعد رفتن سراغ یونگی . یونگی به هوش بود و میتونست راه بره ولی برای احتیاط بهتر بود پیشش باشن . 5 دقیقه بعد دکتر رسید و برای جونگ کوک سرم زد.
(دکتر 0)0 براش سرم زدم . اینبار انرژِش خیلی زیاد بود..ممکنه تا فردا به هوش نیاد.مراقبش باشید.
=ممنون دکتر...
دکتر رفت و..
+نامجونا.چه اتفاقی افتاد؟!!
=خب راستش..انرژیش..
+قضیه انرژی چیه!؟
=ببین ما هممون انرژی داریم و باید یه جا تخلیش کنیم.ولی روش کنترل خاصی داریم . اون انرژی میتونه به صورت خوشحالی ، خشمگینی و.. خیلی چیزا تخلیه شه.جونگ کوک رو خوشحالیش کنترل داره ولی عصبی میشه کنترلی نداره و همه الکتریسیته رو به سمت خودش جذب میکنه و برق همه چی قطع میشه یا میسوزه و هیچی نمیشنوه . و به این صورت یکی باید این وضعو درست کنه. یونگی نه تنها رو خودش کنترل داره بلکه رو بقیه هم میتونه داشته باشه . البته همه میتونن ولی یاد بگرن میتونن . و خب یونگی انرژیشو میتونه جذب کنه
+من خبر نداشتم...
=اره دیگه اینطوریه
$جونگ کوکککککککککککککککککک(داد)

ببخشید دیر میزارم به خدا وقت نمیکنم ولی امتحانام تموم شه میزارم زود به زود . از این به بعد روزی یه یا دو پارت میزارم.
شرایط 17 لایک 15 کامنت 2 نشر
دیدگاه ها (۳۲)

part 12

فالو شهههههه

Part 10

| part 9

Help me

" Win on love"Love wins in the end?Part:6یونگی:برام جبران کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط